دعوای خلع ید ، رفع تصرف عدوانی ، تفاوت خلع ید و تصرف عدوانی ، شباهت خلع ید و تصرف عدوانی ، دعوای تصرف عدوانی ، سبق تصرف ، اثبات مالکیت ، رأی وحدت رویه ۶۷۲ وکیل ملکی تهران محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری

تفاوت و شباهت دعوای خلع ید و رفع تصرف عدوانی ؛ کدام دعوا را باید مطرح کرد ؟

زمان مطالعه : 10 دقیقه

تفاوت دعوای خلع ید و رفع تصرف عدوانی | بررسی شباهت‌ها، شرایط و آثار قانونی

دعوای خلع ید ، رفع تصرف عدوانی ، تفاوت خلع ید و تصرف عدوانی ، شباهت خلع ید و تصرف عدوانی ، دعوای تصرف عدوانی ، سبق تصرف ، اثبات مالکیت ، رأی وحدت رویه ۶۷۲

در دعاوی ملکی، گاهی شخصی با این تصور که چون مالک ملک است، هر نوع تصرف دیگری را می‌تواند با طرح دعوای خلع ید پایان دهد؛ در حالی که در برخی پرونده‌ها، آنچه قانون برای حمایت فوری‌تر مورد توجه قرار داده، سابقه تصرف است نه مالکیت.

از همین‌جا تفاوت میان دعوای خلع ید و دعوای رفع تصرف عدوانی اهمیت پیدا می‌کند.

هر دو دعوا ممکن است در ظاهر برای رسیدن به یک نتیجه مطرح شوند: خارج کردن متصرف از ملک. اما مبنای حقوقی، ارکان اثبات، ادله مورد نیاز، نحوه رسیدگی و حتی سرعت اجرای حکم در آنها یکسان نیست.

به همین دلیل، پیش از تنظیم دادخواست باید مشخص شود که مسئله اصلی پرونده، اثبات حق مالکیت است یا بازگرداندن تصرف سابق.

شما در سایت رسمی محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری هستید.

دعوای خلع ید چیست؟

اصطلاح «خلع ید» در قانون مدنی به عنوان یک عنوان مستقل برای دادخواست تعریف نشده است، اما مبنای حقوقی آن را باید در مقررات مربوط به غصب و ضمان غاصب جست‌وجو کرد.

مطابق ماده ۳۰۸ قانون مدنی، غصب عبارت است از استیلای عدوانی بر حق غیر و اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز نیز در حکم غصب است. همچنین ماده ۳۱۱ قانون مدنی، غاصب را مکلف به رد عین مال مغصوب به صاحب آن کرده است.

بنابراین، در دعوای خلع ید از ملک، خواهان در اصل مدعی است که مالک ملک است و شخص دیگری بدون داشتن حق قانونی، آن را در تصرف خود قرار داده است.

در نتیجه، دعوای خلع ید یک دعوای مبتنی بر مالکیت است و دادگاه باید ابتدا وضعیت مالکیت خواهان را احراز کند.

این موضوع به صراحت در رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ مورخ ۱/۱۰/۱۳۸۳ هیأت عمومی دیوان عالی کشور مورد تأکید قرار گرفته است. مطابق این رأی، خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر مالکیت است و تا زمانی که مالکیت خواهان احراز و اثبات نشده باشد، دعوای خلع ید قابل استماع نیست.

البته یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود: رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ از «احراز و اثبات مالکیت» سخن می‌گوید و نباید آن را به‌گونه‌ای تفسیر کرد که در همه موارد، تنها سند مالکیت رسمی می‌تواند مالکیت را اثبات کند. برای نمونه، در نظریه مشورتی شماره ۶۰۵۱/۷ مورخ ۱۴/۸/۱۳۸۵ نیز تصریح شده است که اگر مالکیت خواهان بدون سند مالکیت نیز اثبات شود ، صدور حکم خلع ید امکان‌پذیر است و این امر با رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ تعارض ندارد.

دعوای رفع تصرف عدوانی چیست؟

دعوای رفع تصرف عدوانی از نظر مبنا با خلع ید تفاوت اساسی دارد.

ماده ۱۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی، دعوای تصرف عدوانی را دعوای متصرف سابق می‌داند که ادعا می‌کند شخص دیگری بدون رضایت او، مال غیرمنقول را از تصرفش خارج کرده و از دادگاه اعاده تصرف خود را درخواست می‌کند.

بنابراین در این دعوا، سؤال اصلی دادگاه این نیست که «مالک ملک چه کسی است؟»

بلکه پرسش اصلی این است:

چه کسی پیش از خوانده متصرف ملک بوده و آیا خوانده بدون رضایت یا مجوز قانونی، آن تصرف را از وی گرفته است؟

مطابق ماده ۱۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی، خواهان باید ثابت کند که ملک، پیش از خروج از تصرف وی، در تصرف یا مورد استفاده او بوده و سپس بدون رضایت او یا به وسیله‌ای غیرقانونی از تصرفش خارج شده است.

در نتیجه، سبق تصرف خواهان ، لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف سه محور اساسی این دعوا هستند.

مهم‌ترین تفاوت خلع ید و رفع تصرف عدوانی

۱. تفاوت در مبنای دعوا

مهم‌ترین تفاوت به منشأ حق بازمی‌گردد.

در خلع ید، منشأ اصلی دعوا مالکیت خواهان است.

در تصرف عدوانی، منشأ اصلی دعوا سبق تصرف خواهان است.

به زبان ساده، در خلع ید خواهان می‌گوید:

«این ملک متعلق به من است و خوانده بدون مجوز آن را تصرف کرده است.»

اما در تصرف عدوانی، خواهان می‌گوید:

«این ملک پیش از تصرف خوانده در اختیار من بوده و خوانده بدون رضایت و مجوز قانونی آن را از تصرف من خارج کرده است.»

این دو ادعا ممکن است در یک پرونده با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند، اما از نظر حقوقی یکسان نیستند.

۲. مالکیت در خلع ید رکن اساسی است

همان‌طور که گفته شد، مطابق رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲، خلع ید فرع بر مالکیت است. بنابراین دادگاه در دعوای خلع ید ناگزیر است وضعیت مالکیت خواهان را بررسی کند.

در مقابل، در دعوای رفع تصرف عدوانی، مالکیت خواهان رکن اصلی دعوا نیست.

برای مثال، فرض کنیم شخصی ملکی را به موجب قرارداد اجاره در اختیار دارد و چند سال است از آن استفاده می‌کند. اگر شخص ثالثی بدون رضایت او ملک را تصرف کند، مستأجر نیز در شرایط قانونی می‌تواند نسبت به رفع تصرف عدوانی اقدام کند؛ زیرا قانون در این دعوا از تصرف سابق حمایت می‌کند.

ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی نیز به مستأجر، مباشر، خادم، کارگر و به طور کلی اشخاصی که ملکی را از طرف دیگری متصرف هستند اجازه داده است مطابق مقررات دعاوی تصرف، به قائم‌مقامی مالک اقدام کنند.

۳. موضوع اثبات در دو دعوا متفاوت است

در خلع ید، خواهان باید مالکیت خود و سپس تصرف بدون مجوز خوانده را اثبات کند.

در تصرف عدوانی، خواهان باید سابقه تصرف خود و خروج عدوانی ملک از تصرفش را اثبات نماید.

از این جهت، سند مالکیت نیز در دو دعوا نقش متفاوتی دارد.

مطابق ماده ۱۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی، در دعوای تصرف عدوانی، سند مالکیت دلیل بر سبق تصرف و استفاده از حق محسوب می‌شود؛ مگر اینکه طرف مقابل سبق تصرف خود را به طریق دیگری اثبات کند.

بنابراین، سند مالکیت در دعوای تصرف عدوانی الزاماً برای اثبات اصل مالکیت مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، بلکه قانون آن را در این دعوا به عنوان دلیلی بر سابقه تصرف تلقی کرده است.

این نکته در عمل بسیار مهم است؛ زیرا ممکن است شخصی مالک رسمی ملک باشد، اما در مقطع مورد بحث، متصرف سابق نباشد.

۴. سرعت رسیدگی در تصرف عدوانی بیشتر است

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم، شیوه رسیدگی است.

مطابق ماده ۱۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی به دعاوی تصرف عدوانی، مزاحمت و ممانعت از حق، تابع تشریفات آیین دادرسی به معنای معمول نبوده و خارج از نوبت انجام می‌شود.

این ویژگی نشان می‌دهد که قانونگذار در دعاوی تصرف، حفظ وضعیت تصرف و جلوگیری از اقدامات خودسرانه را مورد توجه ویژه قرار داده است.

در مقابل، دعوای خلع ید تابع قواعد عمومی رسیدگی به دعاوی حقوقی است و چنین امتیاز خاصی مانند رسیدگی خارج از نوبت مقرر در ماده ۱۷۷ برای آن وجود ندارد.

۵. اجرای حکم در تصرف عدوانی ویژگی خاصی دارد

یکی از تفاوت‌های بسیار مهم در مرحله اجرای رأی، ماده ۱۷۵ قانون آیین دادرسی مدنی است.

بر اساس این ماده، اگر رأی صادرشده مبنی بر رفع تصرف عدوانی باشد، حکم بلافاصله به دستور مرجع صادرکننده اجرا می‌شود و درخواست تجدیدنظر مانع اجرا نیست.

این ویژگی در پرونده‌های ملکی که ادامه تصرف می‌تواند باعث ایجاد بنا، تغییر وضعیت ملک یا دشوار شدن بازگرداندن وضع سابق شود، اهمیت عملی زیادی دارد.

همچنین ماده ۱۷۴ قانون آیین دادرسی مدنی امکان صدور دستور موقت ویژه‌ای را در جریان دعوای تصرف پیش‌بینی کرده است؛ دادگاه می‌تواند در صورت موجه بودن دلایل، از ایجاد آثار تصرف یا تکمیل اعیانی جلوگیری کند.

اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه شماره ۸۸۵۶/۷ مورخ ۲۴/۱۱/۱۳۸۵ تصریح کرده است که دستور موقت موضوع ماده ۱۷۴، نهاد ویژه دعاوی تصرف است و با دستور موقت عمومی موضوع ماده ۳۱۰ تفاوت دارد.

۶. دعوای خلع ید و تصرف عدوانی هر دو درباره مال غیرمنقول هستند

وجه اشتراک مهم دیگر این دو دعوا آن است که در این بحث، موضوع دعوا مال غیرمنقول است.

ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی نیز دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول، از جمله دعاوی مالکیت، مزاحمت، ممانعت از حق و تصرف عدوانی را در صلاحیت دادگاه محل وقوع مال قرار داده است.

بنابراین در هر دو دعوا، اصل بر طرح دعوا در حوزه قضایی محل وقوع ملک است.

۷. هر دو دعوا ممکن است به خروج متصرف از ملک منتهی شوند

از نظر نتیجه عملی نیز شباهت زیادی وجود دارد.

در هر دو دعوا ممکن است نهایتاً شخصی که ملک را در اختیار دارد، از تصرف خارج شود.

اما شباهت در نتیجه، به معنای یکی بودن ماهیت دعوا نیست.

در خلع ید، خروج متصرف از ملک نتیجه حمایت قضایی از حق مالکیت است.

در تصرف عدوانی، نتیجه دعوا بازگرداندن تصرف سابق است.

به همین دلیل، حتی اگر در هر دو پرونده در نهایت متصرف از ملک خارج شود، مبنای صدور حکم یکسان نیست.

۸. اجرت‌المثل در این دو دعوا چه تفاوتی دارد؟

در دعوای خلع ید، مالک می‌تواند حسب شرایط پرونده، اجرت‌المثل ایام تصرف را نیز مطالبه کند. مبنای مهم آن، ماده ۳۲۰ قانون مدنی است که مسئولیت غاصب نسبت به منافع مال مغصوب را حتی در فرض عدم استیفای منفعت بیان کرده است.

در دعاوی تصرف عدوانی نیز قانونگذار در ماده ۱۶۵ آیین دادرسی مدنی در خصوص زراعت و آثار تصرف مقررات خاصی پیش‌بینی کرده و در تبصره همین ماده، امکان محکومیت متصرف عدوانی به اجرت‌المثل زمان تصرف را، با درخواست محکوم‌له، مورد توجه قرار داده است.

بنابراین مطالبه اجرت‌المثل را نباید بدون توجه به مبنای دعوا، وضعیت تصرف و خواسته‌های دقیق دادخواست تنظیم کرد.

۹. وضعیت مالی یا غیرمالی بودن دعوا نیز متفاوت است

دعوای خلع ید از دعاوی مالی محسوب می‌شود و درباره خلع ید از مال غیرمنقول، ارزش معاملاتی ملک در تعیین هزینه دادرسی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در نظریه شماره ۱۷۹۸/۷ مورخ ۲۱/۳/۱۳۸۴ اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز تصریح شده که در دعاوی مالی غیرمنقول و خلع ید از اعیان غیرمنقول، هزینه دادرسی بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه محاسبه می‌شود.

دعوای رفع تصرف عدوانی از حیث هزینه دادرسی در زمره دعاوی غیرمالی قرار می‌گیرد.

البته این تفاوت نباید سبب شود که خواهان صرفاً به دلیل هزینه کمتر، دعوای تصرف عدوانی را جایگزین خلع ید کند؛ زیرا عنوان صحیح دعوا را باید ماهیت واقعی اختلاف تعیین کند، نه میزان هزینه دادرسی.

آیا مالک می‌تواند همیشه به جای خلع ید، تصرف عدوانی مطرح کند؟

خیر.

صرف مالک بودن برای موفقیت در دعوای تصرف عدوانی کافی نیست.

اگر مالک سال‌ها ملک را در اختیار نداشته و شخص دیگری با سابقه تصرف طولانی در آن مستقر بوده باشد، صرف ارائه سند مالکیت لزوماً همه ارکان دعوای تصرف عدوانی را اثبات نمی‌کند.

از طرف دیگر، ماده ۱۶۲ نیز نشان می‌دهد که سند مالکیت در دعوای تصرف عدوانی، دلیل بر سبق تصرف است؛ اما طرف مقابل می‌تواند سبق تصرف خود را با دلیل دیگری اثبات کند.

بنابراین باید میان مالکیت و سبق تصرف تفکیک کرد.

اگر متصرف سند مالکیت داشته باشد چه می‌شود؟

داشتن سند مالکیت از سوی خوانده نیز لزوماً به معنای بی‌نتیجه بودن دعوای تصرف عدوانی نیست؛ زیرا ممکن است موضوع اختلاف، تصرف سابق باشد.

با این حال، سند مالکیت می‌تواند در ارزیابی سبق تصرف اهمیت داشته باشد و مطابق ماده ۱۶۲، اصل بر این است که سند مالکیت دلیل بر سبق تصرف و استفاده از حق محسوب می‌شود؛ مگر اینکه سبق تصرف طرف مقابل به طریق دیگری ثابت شود.

در چنین پرونده‌هایی، دادگاه ممکن است ناچار شود مجموعه‌ای از دلایل، از جمله اسناد، قراردادها، سوابق تصرف، شهادت، تحقیقات محلی، معاینه محل و سایر قرائن را مورد بررسی قرار دهد.

آیا می‌توان خلع ید و تصرف عدوانی را همزمان مطرح کرد؟

در این قسمت باید با احتیاط عمل کرد.

این دو دعوا از نظر ارکان و مبنای رسیدگی متفاوت‌اند و صرف اینکه هر دو در نهایت به خروج متصرف از ملک منجر می‌شوند، به معنای آن نیست که بتوان بدون توجه به شرایط پرونده هر دو را به صورت همزمان و بدون تحلیل دقیق مطرح کرد.

از سوی دیگر، ماده ۱۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر کرده است کسی که راجع به مالکیت یا اصل حق ارتفاق و انتفاع اقامه دعوا کرده، نمی‌تواند نسبت به همان موضوع دعوای تصرف عدوانی یا ممانعت از حق مطرح کند.

بنابراین، ترتیب اقدامات قضایی و سابقه دعاوی مطرح‌شده درباره ملک نیز باید پیش از تنظیم دادخواست بررسی شود.

یک مثال ساده برای تشخیص دعوای مناسب

فرض کنیم «الف» مالک رسمی یک قطعه زمین است و «ب» بدون هیچ‌گونه قرارداد یا اجازه‌ای وارد ملک شده و آن را در اختیار گرفته است.

اگر موضوع پرونده روشن باشد که مالکیت الف محرز است و اختلاف اصلی درباره تصرف بدون مجوز ب است، دعوای خلع ید می‌تواند مبنای مناسبی برای مطالبه حق مالکانه باشد.

اما فرض دیگری را در نظر بگیریم.

«الف» سال‌ها مستأجر یک ملک بوده و از آن استفاده می‌کرده است. شخص ثالثی بدون اجازه او ملک را تصرف کرده و مانع ادامه تصرف وی شده است.

در چنین شرایطی، ممکن است الف بدون اینکه مالک ملک باشد، با احراز شرایط قانونی، از مقررات دعوای تصرف عدوانی استفاده کند؛ زیرا قانون در اینجا از تصرف سابق حمایت می‌کند.

این دو مثال نشان می‌دهد که انتخاب دعوا باید بر اساس ماهیت اختلاف صورت گیرد، نه صرفاً عنوانی که برای خواهان آشناتر است.

 خلع ید یا رفع تصرف عدوانی؟

این مطلب را در سایت رسمی محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری می خوانید.

تفاوت اصلی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

در خلع ید، محور دعوا مالکیت است؛ در رفع تصرف عدوانی، محور دعوا سبق تصرف.

خلع ید زمانی معنا پیدا می‌کند که خواهان بخواهد بر اساس حق مالکیت خود، ید شخصی را که بدون مجوز قانونی ملک را در اختیار دارد، از ملک خارج کند. رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ مورخ ۱/۱۰/۱۳۸۳ نیز بر فرع بودن خلع ید نسبت به مالکیت تأکید کرده است.

در مقابل، در رفع تصرف عدوانی، قانونگذار در مواد ۱۵۸ و ۱۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی، سابقه تصرف و خروج غیرمجاز ملک از تصرف سابق را محور رسیدگی قرار داده است.

از سوی دیگر، رسیدگی به دعوای تصرف عدوانی خارج از نوبت انجام می‌شود و حکم رفع تصرف نیز مطابق ماده ۱۷۵ قانون آیین دادرسی مدنی بلافاصله قابل اجراست و تجدیدنظرخواهی مانع اجرای آن نیست.

در نتیجه، پیش از تنظیم دادخواست باید چند سؤال اساسی پاسخ داده شود:

مالک ملک چه کسی است؟
چه کسی سابقه تصرف داشته است؟
تصرف فعلی چگونه و در چه زمانی ایجاد شده است؟
آیا تصرف با اجازه مالک یا متصرف سابق آغاز شده است؟
آیا پیش از این درباره مالکیت یا تصرف ملک دعوایی مطرح شده است؟
و هدف واقعی خواهان اثبات حق مالکیت است یا بازگرداندن تصرف سابق؟

پاسخ به همین پرسش‌هاست که مشخص می‌کند دعوای مناسب، خلع ید است یا رفع تصرف عدوانی.

در پرونده‌های ملکی، انتخاب عنوان دعوا یک مسئله صرفاً شکلی نیست؛ زیرا هر یک از این دو دعوا ارکان و ادله متفاوتی دارد و اشتباه در تشخیص مسیر حقوقی می‌تواند موجب صرف زمان و هزینه و حتی از دست رفتن فرصت مناسب برای حمایت قضایی از حق شود. هزینه اندک بررسی تخصصی پیش از طرح دعوا، بهتر از خسارت سنگین ناشی از انتخاب نادرست مسیر قضایی است.

پرسش‌های متداول

آیا برای طرح دعوای خلع ید حتماً باید سند رسمی مالکیت داشت؟

رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ بر ضرورت احراز و اثبات مالکیت تأکید دارد، اما این موضوع را نباید به‌صورت مطلق مساوی با ضرورت ارائه سند مالکیت رسمی دانست. نظریه مشورتی شماره ۶۰۵۱/۷ مورخ ۱۴/۸/۱۳۸۵ نیز تصریح کرده است که اگر استحقاق و مالکیت خواهان بدون سند مالکیت نیز اثبات شود، صدور حکم خلع ید امکان‌پذیر است.

آیا مستأجر می‌تواند دعوای رفع تصرف عدوانی مطرح کند؟

بله. مطابق ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی، مستأجر و برخی دیگر از اشخاصی که ملک را از طرف دیگری متصرف هستند، می‌توانند در شرایط مقرر، مطابق مقررات دعاوی تصرف اقدام کنند.

آیا مالک حتماً باید دعوای خلع ید مطرح کند؟

خیر. مالک بودن به تنهایی تعیین‌کننده عنوان دعوا نیست. اگر شرایط قانونی دعوای تصرف عدوانی وجود داشته باشد، ممکن است طرح آن دعوا نیز امکان‌پذیر باشد. تشخیص نهایی به وضعیت تصرف، سابقه آن و سایر اوضاع پرونده بستگی دارد.

آیا رأی رفع تصرف عدوانی با تجدیدنظرخواهی متوقف می‌شود؟

خیر. مطابق ماده ۱۷۵ قانون آیین دادرسی مدنی، رأی مبنی بر رفع تصرف عدوانی بلافاصله اجرا می‌شود و درخواست تجدیدنظر مانع اجرای آن نیست.

آیا دعوای خلع ید و رفع تصرف عدوانی هر دو در محل وقوع ملک مطرح می‌شوند؟

اصل بر همین است. ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول، از جمله مالکیت و تصرف عدوانی، را در صلاحیت دادگاه محل وقوع مال قرار داده است.

آیا سند مالکیت در دعوای تصرف عدوانی بی‌اهمیت است؟

خیر. ماده ۱۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی صراحتاً سند مالکیت را دلیل بر سبق تصرف و استفاده از حق می‌داند، مگر اینکه طرف مقابل سبق تصرف خود را به طریق دیگری اثبات کند.

آیا در دعوای خلع ید می‌توان اجرت‌المثل ایام تصرف را نیز مطالبه کرد؟

حسب شرایط پرونده، بله. ماده ۳۲۰ قانون مدنی نسبت به منافع مال مغصوب، برای غاصب مسئولیت مقرر کرده است و مطالبه اجرت‌المثل می‌تواند همراه با دعوای خلع ید یا حسب مورد به صورت جداگانه مطرح شود.

این مقاله را برای دیگران ارسال کنید

Telegram
WhatsApp

سایر مطالب این نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

1 × 5 =