خرید ملک توقیف شده توقیف ملک توقیف ملک بعد از فروش آن مبایعه نامه قولنامه وکیل ملکی تهران محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری وکیل مشارکت در ساخت مشاوره حقوقی ملکی

خرید ملک توقیف‌شده چه حکمی دارد ؟ اگر ملک بعد از معامله بازداشت شود چه کنیم ؟

زمان مطالعه : 10 دقیقه

خرید و فروش ملک معمولاً با بررسی سند مالکیت، وضعیت پایان کار، بدهی‌های احتمالی و قیمت معامله همراه است؛ اما یکی از مهم‌ترین بررسی‌هایی که گاهی نادیده گرفته می‌شود، وضعیت بازداشت یا توقیف ملک است.

ممکن است خریدار پس از پرداخت بخش مهمی از ثمن متوجه شود ملک در زمان معامله توقیف بوده است. در حالت دیگری، معامله ابتدا به‌درستی انجام شده، اما چند روز یا چند ماه بعد ملک به علت بدهی فروشنده توقیف می‌شود. این دو وضعیت از نظر حقوقی یکسان نیستند و تفاوت تاریخ معامله و تاریخ توقیف می‌تواند سرنوشت دعوا را تغییر دهد.

از سوی دیگر، توقیف ملک همیشه به معنای «فروش مطلقاً ممنوع و بدون استثنا» نیست. قانون اجرای احکام مدنی و مقررات اجرای اسناد رسمی برای برخی شرایط، امکان فروش مال توقیف‌شده را با رعایت تشریفات خاص پیش‌بینی کرده‌اند. بنابراین نمی‌توان صرفاً با مشاهده عبارت «بازداشت» در استعلام ثبتی، بدون بررسی منشأ توقیف و زمان معامله، درباره اعتبار یا بی‌اعتباری معامله اظهارنظر کرد.

توقیف ملک دقیقاً به چه معناست؟

توقیف، محدودیتی است که در جریان اجرای یک حکم، اجراییه یا مطالبه قانونی بر مال شخص ایجاد می‌شود تا طلب یا حق طلبکار از همان مال استیفا شود.

برای مثال، فرض کنید شخصی بابت یک بدهی محکوم شده و برای اجرای حکم، آپارتمان متعلق به او توقیف می‌شود. از زمان توقیف، مالک دیگر نمی‌تواند آزادانه با آن ملک مانند یک مال فاقد محدودیت رفتار کند.

در اجرای احکام دادگستری، ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی مقرر کرده است که هرگونه نقل و انتقال اعم از قطعی، شرطی و رهنی نسبت به مال توقیف‌شده باطل و بلااثر است. همچنین ماده ۵۷ همین قانون قرارداد یا تعهدی را که پس از توقیف و به زیان محکوم‌له درباره مال توقیف‌شده منعقد شود، نافذ نمی‌داند؛ مگر اینکه محکوم‌له کتباً رضایت داده باشد.

بنابراین، اصل مهم این است که تاریخ توقیف باید با دقت در کنار تاریخ معامله قرار گیرد.

آیا فروش ملک توقیف‌شده همیشه باطل است؟

شما در سایت رسمی محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری هستید.

در مورد توقیف قضایی، ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی حکم صریحی دارد؛ اما برای پاسخ دقیق باید میان «معامله عادی»، «انتقال رسمی»، «تعهد به انتقال» و همچنین نوع عملیات اجرایی تفاوت گذاشت.

از سوی دیگر، قانون اجرای احکام مدنی در ماده ۵۹ حتی امکان فروش مال توقیف‌شده را در شرایط خاص پذیرفته است. مطابق این ماده، محکوم‌علیه می‌تواند با نظارت دادورز مال توقیف‌شده را بفروشد، مشروط بر اینکه حاصل فروش برای پرداخت محکوم‌به و هزینه‌های اجرایی کافی باشد و شرایط مقرر قانونی رعایت شود.

در اجرای اسناد رسمی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. ماده ۹۳ آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا اجازه داده است متعهد، در دو وضعیت، مال منقول یا غیرمنقول بازداشت‌شده را با اطلاع مأمور اجرا بفروشد یا وثیقه قرار دهد:

نخست، زمانی که مبلغی که مال برای استیفای آن بازداشت شده، همراه با هزینه‌های اجرا تأدیه شود؛ و دوم، در صورت رضایت کتبی متعهدله.

بنابراین، عبارت «ملک توقیف‌شده را تحت هیچ شرایطی نمی‌توان فروخت» از نظر حقوقی دقیق نیست. آنچه اهمیت دارد، نوع توقیف، مرجع توقیف‌کننده، زمان معامله و رعایت تشریفات قانونی است.

اگر ملک قبل از معامله توقیف شده باشد چه می‌شود؟

این حالت برای خریدار یکی از پرخطرترین وضعیت‌هاست.

فرض کنید فروشنده در تاریخ ۱۰ شهریور، آپارتمان خود را به خریدار می‌فروشد؛ اما مشخص شود ملک از تاریخ اول شهریور در اجرای یک حکم قضایی توقیف شده بوده است.

در این فرض، معامله بعد از توقیف واقع شده و ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی مستقیماً اهمیت پیدا می‌کند.

اگر معامله مشمول حکم این ماده باشد، خریدار نمی‌تواند صرفاً با استناد به مبایعه‌نامه، توقیف را نادیده بگیرد و انتظار داشته باشد ملک بدون توجه به حق محکوم‌له به نام او منتقل شود.

نکته مهم دیگر این است که پرداخت پول به فروشنده، به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. ممکن است خریدار تمام ثمن را پرداخت کرده باشد، اما چون ملک در زمان معامله توقیف بوده، در برابر حقوق طلبکار با مانع جدی مواجه شود.

در چنین شرایطی، خریدار معمولاً باید علاوه بر بررسی وضعیت خود معامله، درباره بازگرداندن ثمن و مسئولیت فروشنده نیز اقدام مناسب را بررسی کند.

اگر اول ملک را بخریم و بعداً توقیف شود چه؟

این حالت کاملاً متفاوت است.

فرض کنید معامله در تاریخ اول مهر انجام شده و سپس طلبکار فروشنده در تاریخ پانزدهم مهر ملک را توقیف کرده است.

در اینجا توقیف بعد از معامله اتفاق افتاده است و بنابراین نمی‌توان صرفاً به استناد ماده ۵۶ گفت معامله از ابتدا باطل بوده است؛ زیرا در زمان انعقاد قرارداد هنوز مال توقیف نشده بود.

اما مسئله اصلی اینجاست که خریدار باید بتواند مقدم بودن حق خود بر توقیف را اثبات کند.

در معاملات رسمی، موضوع معمولاً از جهت تاریخ و قابلیت استناد وضعیت روشن‌تری دارد. اما در معاملات عادی، مسئله پیچیده‌تر می‌شود؛ زیرا خریدار باید بتواند حق مقدم خود را در برابر عملیات اجرایی اثبات کند.

ماده ۱۴۶ قانون اجرای احکام مدنی در همین زمینه اهمیت دارد. مطابق این ماده، اگر شخص ثالث نسبت به مال توقیف‌شده ادعای حق کند و ادعای او مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است، توقیف رفع می‌شود. در غیر این صورت عملیات اجرایی ادامه پیدا می‌کند و شخص مدعی حق می‌تواند برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود به دادگاه مراجعه کند.

پس اگر خرید ملک قبل از توقیف انجام شده باشد، نباید تصور کرد که صرفاً با ارائه یک قولنامه، توقیف خودبه‌خود از بین می‌رود.

اگر خرید ملک با قولنامه عادی انجام شده باشد چه؟

این قسمت در عمل اهمیت بسیار زیادی دارد.

فرض کنیم شخصی ملکی را با یک مبایعه‌نامه عادی خریداری کرده و فروشنده نیز تعهد کرده است بعداً سند رسمی را منتقل کند. پس از معامله، یکی از طلبکاران فروشنده ملک را توقیف می‌کند.

اکنون خریدار با یک سند عادی مقدم مواجه است.

در اینجا ماده ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی باید در کنار وضعیت اثباتی معامله بررسی شود. ماده ۱۴۷ مقرر کرده است که شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات معمول آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی می‌شود و دادگاه در صورت قوی بودن دلایل می‌تواند قرار توقیف عملیات اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی صادر کند.

بنابراین، خریدار دارای مبایعه‌نامه عادی باید با دقت بررسی کند که چه حقی دارد، تاریخ ایجاد آن حق چه زمانی است و برای اثبات آن چه ادله‌ای در اختیار دارد.

فاکتورهایی مانند تاریخ قرارداد، نحوه پرداخت ثمن، تحویل ملک، شهادت شهود، مکاتبات، رسیدهای بانکی و سایر قرائن ممکن است در اثبات رابطه قراردادی اهمیت پیدا کنند؛ اما ارزش و اثر هر یک از این ادله وابسته به شرایط پرونده است.

اعتراض ثالث اجرایی چیست؟

یکی از راهکارهای مهم برای شخصی که خود را صاحب حق نسبت به مال توقیف‌شده می‌داند، اعتراض ثالث اجرایی است.

این وضعیت زمانی ایجاد می‌شود که شخصی غیر از محکوم‌له و محکوم‌علیه، ادعا کند مال توقیف‌شده متعلق به اوست یا پیش از توقیف نسبت به آن حق پیدا کرده است.

برای نمونه، شخص «الف» مالک رسمی آپارتمان است و آن را پیش از توقیف به «ب» منتقل کرده، اما هنوز سند رسمی منتقل نشده است. سپس طلبکار «الف» همان آپارتمان را بابت بدهی او توقیف می‌کند.

در این وضعیت، «ب» ممکن است ناچار باشد برای اثبات حق خود و جلوگیری از ادامه عملیات اجرایی اقدام کند.

ماده ۱۴۶ قانون اجرای احکام مدنی میان اسناد رسمی یا احکام قطعی مقدم و سایر ادعاها تفاوت گذاشته و ماده ۱۴۷ نیز امکان رسیدگی قضایی به اعتراض ثالث را پیش‌بینی کرده است.

اگر توقیف از طریق اجرای ثبت انجام شده باشد چه؟

همه توقیف‌ها از طریق دادگاه انجام نمی‌شوند.

گاهی ملک در نتیجه اجرای یک سند رسمی لازم‌الاجرا یا سایر عملیات اجرایی ثبتی بازداشت می‌شود. در این صورت، مقررات اجرای ثبت و آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا اهمیت پیدا می‌کند.

در چنین پرونده‌ای نیز شخص ثالثی که نسبت به ملک توقیف‌شده ادعای حق دارد، می‌تواند در شرایط قانونی برای اثبات حق خود اقدام کند.

در این زمینه، رأی وحدت رویه شماره ۷۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۹/۲۶ هیأت عمومی دیوان عالی کشور اهمیت ویژه‌ای دارد. این رأی تصریح کرده است که در مواردی که شخص ثالث نسبت به مال توقیف‌شده در عملیات اجرایی ثبتی ادعای حق دارد، مقررات مربوط به شکایت از عملیات اجرایی مانع مراجعه او به دادگاه صالح و اقامه دعوا برای اثبات حقانیت خود نیست.

بنابراین، در پرونده‌های مربوط به توقیف ثبتی، نباید تصور کرد که شخص ثالث مطلقاً راهی برای مراجعه به دادگاه ندارد.

آیا فروشنده ملک توقیف‌شده ممکن است مسئولیت کیفری هم داشته باشد؟

در برخی شرایط، موضوع می‌تواند از یک اختلاف صرفاً حقوقی فراتر برود.

مطابق ماده ۶۶۳ قانون مجازات اسلامی ـ کتاب پنجم تعزیرات، هر کس عالماً در اشیا و اموالی که توسط مقامات ذی‌صلاح توقیف شده است، بدون اجازه دخالت یا تصرفی کند که منافی با توقیف باشد، حتی اگر خود او مالک مال باشد، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد.

البته صرف اینکه شخصی ملکی را منتقل کرده، به این معنا نیست که در هر پرونده‌ای بدون بررسی شرایط، مسئولیت کیفری او قطعی است. علم، نوع رفتار، وضعیت توقیف و سایر ارکان قانونی جرم باید احراز شود.

از سوی دیگر، اگر انتقال با انگیزه فرار از پرداخت دین و با شرایط مقرر در قانون انجام شده باشد، ممکن است مقررات دیگری نیز مطرح شود. ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، انتقال مال به دیگری با انگیزه فرار از ادای دین را در صورت تحقق شرایط مقرر، واجد ضمانت اجرای کیفری دانسته است.

بنابراین بهتر است میان «معامله ملک توقیف‌شده»، «دخالت در مال توقیف‌شده» و «انتقال مال به قصد فرار از دین» تفکیک شود؛ این عناوین از نظر ارکان و آثار حقوقی و کیفری یکسان نیستند.

این مطلب را در سایت رسمی محمدرضا محمدحسینی وکیل پایه یک دادگستری می خوانید.

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول چه تغییری ایجاد کرده است؟

تحولات جدید حوزه ثبت رسمی نیز در بررسی معاملات ملکی اهمیت زیادی دارد.

ماده ۱ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳ برای طیف مهمی از اعمال حقوقی مربوط به اموال غیرمنقول، ثبت در سامانه ثبت الکترونیک اسناد را الزامی کرده است و برای معاملات ثبت‌نشده ضمانت اجراهای مهمی پیش‌بینی کرده است. تبصره ۴ همین ماده نیز درباره املاکی که پس از لازم‌الاجرا شدن قانون، سند مالکیت حدنگار برای آنها صادر می‌شود، حکم خاصی مقرر کرده است.

از سوی دیگر، سامانه ساماندهی اسناد غیررسمی موضوع ماده ۱۰ این قانون از اول خرداد ۱۴۰۵ برای مرحله نخست اجرای آن رسماً راه‌اندازی شده است. برای اسناد حدنگاری صادرشده در بازه اول فروردین ۱۳۹۶ تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵، مهلت قانونی ثبت ادعا از همین تاریخ آغاز شده است.

در نتیجه، در سال ۱۴۰۵ نمی‌توان هر پرونده مربوط به قولنامه، توقیف و مالکیت را صرفاً بر اساس قواعد قدیمی بررسی کرد. تاریخ معامله، تاریخ صدور سند، وضعیت حدنگاری ملک و شمول یا عدم شمول قانون الزام باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.

اگر بعد از خرید متوجه شویم ملک توقیف بوده، چه اقدامی کنیم؟

اولین اقدام، خودداری از تصمیم‌گیری عجولانه است.

باید مشخص شود:

۱. تاریخ دقیق معامله چه زمانی بوده است؟

۲. توقیف در چه تاریخی ثبت شده است؟

۳. توقیف از سوی دادگاه انجام شده یا اداره اجرای ثبت؟

۴. معامله رسمی بوده یا عادی؟

۵. ملک در زمان معامله سند رسمی داشته است یا فاقد سند رسمی بوده؟

۶. آیا سند یا قرارداد خریدار تاریخ مقدم و قابل استنادی دارد؟

۷. آیا ملک در زمان معامله قبلاً در رهن یا بازداشت دیگری بوده است؟

۸. آیا طلبکار نسبت به معامله اعتراضی مطرح کرده است؟

۹. آیا عملیات اجرایی به مرحله مزایده رسیده یا هنوز در مراحل ابتدایی است؟

۱۰. وضعیت ملک با مقررات جدید قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول چگونه است؟

پاسخ به همین پرسش‌ها تعیین می‌کند که راهکار مناسب، اعتراض ثالث اجرایی، طرح دعوای ماهوی، پیگیری رفع توقیف، مطالبه ثمن، یا ترکیبی از این اقدامات باشد.

اگر ملک بعد از معامله توقیف شد، خریدار چه کند؟

در این وضعیت، مهم‌ترین کار اثبات تقدم حق خریدار بر توقیف است.

اگر خریدار سند رسمی مقدم داشته باشد، وضعیت او با شخصی که صرفاً یک نوشته عادی در اختیار دارد متفاوت است. ماده ۱۴۶ قانون اجرای احکام مدنی نیز همین تفاوت را به رسمیت شناخته است.

اما اگر معامله عادی باشد، موضوع به مراتب دقیق‌تر می‌شود و باید ادله وقوع معامله و تاریخ آن، وضعیت ثبتی ملک و مقررات حاکم بر معامله بررسی شود.

در عملیات اجرایی ثبتی نیز رأی وحدت رویه شماره ۷۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۹/۲۶ نشان می‌دهد که شخص ثالث می‌تواند برای اثبات حق خود به دادگاه مراجعه کند.

بنابراین، صرف ثبت توقیف به معنای پایان قطعی حق خریدار نیست؛ همان‌طور که صرف داشتن قولنامه نیز به معنای رفع خودکار توقیف نیست.

آیا فروشنده باید پول خریدار را پس بدهد؟

اگر معامله به علت توقیف قبلی یا موانع قانونی مربوط به مال با مشکل مواجه شود و خریدار نتواند به نتیجه قراردادی خود برسد، موضوع استرداد ثمن و مسئولیت قراردادی فروشنده مطرح می‌شود.

اما تعیین خواسته صحیح در دادخواست، وابسته به وضعیت دقیق قرارداد است. در برخی پرونده‌ها ممکن است بحث بطلان معامله، در برخی موارد عدم نفوذ یا عدم قابلیت استناد در برابر شخص ثالث، و در موارد دیگر مطالبه خسارت یا استرداد عوض مطرح شود.

به همین دلیل استفاده از یک عنوان ثابت برای تمام معاملات ملک توقیف‌شده صحیح نیست.

حتی در شرایطی که معامله از نظر رابطه میان فروشنده و خریدار دارای آثار قراردادی باشد، ممکن است در برابر طلبکار یا عملیات اجرایی قابل استناد نباشد. این همان نقطه‌ای است که بررسی اثر نسبی معامله و تقدم حقوق اشخاص ثالث اهمیت پیدا می‌کند.

مهم‌ترین اشتباه خریداران هنگام خرید ملک

بسیاری از خریداران تصور می‌کنند مشاهده اصل سند مالکیت کافی است. در حالی که مالک بودن فروشنده با آزاد بودن ملک برای معامله دو موضوع متفاوت است.

ممکن است فروشنده مالک رسمی باشد، اما ملک او در رهن یا بازداشت باشد.

بنابراین پیش از پرداخت بخش اصلی ثمن، باید وضعیت ثبتی ملک و محدودیت‌های موجود بررسی شود. به‌ویژه در معاملاتی که مبلغ قابل توجهی پرداخت می‌شود، بهتر است انتقال رسمی و پرداخت ثمن تا حد امکان به یکدیگر نزدیک باشند و تعهدات فروشنده درباره رفع موانع انتقال نیز به شکل روشن و قابل اجرا در قرارداد درج شود.

خرید ملک توقیف‌شده را نمی‌توان با یک پاسخ کلی مانند «همیشه باطل است» یا «همیشه قابل اصلاح است» تحلیل کرد.

اگر معامله بعد از توقیف انجام شده باشد، ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی اهمیت اساسی دارد و اصل بر بطلان و بلااثر بودن نقل و انتقال نسبت به مال توقیف‌شده است، مگر در موارد و شرایطی که قانون استثنا کرده است.

اما اگر ابتدا معامله انجام شده و سپس ملک توقیف شده باشد، مسئله اصلی تقدم حق خریدار و امکان اثبات آن در برابر عملیات اجرایی است. در این وضعیت مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی و حسب مورد مقررات اجرای ثبت می‌توانند تعیین‌کننده باشند.

همچنین در توقیف‌های ناشی از اجرای اسناد رسمی، رأی وحدت رویه شماره ۷۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۹/۲۶ حق مراجعه شخص ثالث به دادگاه برای اثبات حق خود را مورد شناسایی قرار داده است.

در نهایت، با توجه به اجرای مرحله‌ای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و راه‌اندازی سامانه موضوع ماده ۱۰ از خرداد ۱۴۰۵، بررسی وضعیت ثبتی و نحوه ثبت معامله اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

به همین دلیل، در معامله ملکی که احتمال وجود بدهی، رهن، بازداشت یا اختلاف مالکیتی وجود دارد، قبل از پرداخت ثمن باید وضعیت ثبتی ملک و محدودیت‌های آن بررسی شود؛ نه اینکه پس از توقیف، خریدار تازه به دنبال راه نجات معامله باشد.

پرسش‌های متداول

آیا خرید ملک توقیف‌شده قانونی است؟

اصل بر این است که نقل و انتقال مال توقیف‌شده مشمول حکم ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی است؛ با این حال قانون در ماده ۵۹ و مقررات اجرای ثبت در ماده ۹۳ آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی، شرایط خاصی را برای فروش مال توقیف‌شده پیش‌بینی کرده‌اند. بنابراین نوع توقیف و نحوه معامله باید بررسی شود.

اگر بعد از خرید، ملک توقیف شود چه کنیم؟

باید ابتدا تاریخ دقیق معامله و تاریخ توقیف مشخص شود. اگر حق خریدار مقدم باشد، حسب شرایط می‌توان از سازوکار اعتراض ثالث اجرایی و دعاوی لازم برای اثبات حق و جلوگیری از ادامه عملیات اجرایی استفاده کرد.

آیا قولنامه قبل از توقیف باعث رفع توقیف می‌شود؟

خیر، صرف وجود قولنامه موجب رفع خودکار توقیف نیست. اگر سند عادی باشد، خریدار باید حسب مورد حق مقدم خود را اثبات کند. ماده ۱۴۶ قانون اجرای احکام مدنی میان سند رسمی یا حکم قطعی مقدم و سایر ادعاها تفاوت گذاشته است.

آیا فروش ملک توقیف‌شده جرم است؟

صرف پاسخ مثبت یا منفی به این سؤال صحیح نیست. با توجه به شرایط، ممکن است مقررات کیفری از جمله ماده ۶۶۳ قانون مجازات اسلامی یا در شرایط خاص ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مطرح شود؛ اما تحقق مسئولیت کیفری نیازمند احراز عناصر قانونی مربوط است.

آیا ملک توقیف‌شده را می‌توان با رضایت طلبکار فروخت؟

در اجرای ثبت، ماده ۹۳ آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا در صورت رضایت کتبی متعهدله یا پرداخت مبلغ مورد اجرا و هزینه‌ها، شرایطی را برای فروش یا وثیقه‌گذاری پیش‌بینی کرده است. در اجرای احکام دادگستری نیز ماده ۵۹ قانون اجرای احکام مدنی شرایط خاص فروش را مقرر کرده است.

اگر ملک ابتدا فروخته شده و بعد طلبکار آن را توقیف کند، حق خریدار از بین می‌رود؟

لزوم بررسی تقدم حق خریدار بر توقیف وجود دارد. اگر خریدار بتواند حق مقدم خود را مطابق مقررات اثبات کند، می‌تواند حسب مورد برای رفع اثر از توقیف و اثبات حق خود اقدام کند؛ نتیجه نهایی به نوع سند، تاریخ معامله، وضعیت ثبتی ملک و مقررات حاکم بر معامله بستگی دارد.

این مقاله را برای دیگران ارسال کنید

Telegram
WhatsApp

سایر مطالب این نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نه + 4 =